الشيخ علي المشكيني
41
تفسير مبسوط
محشور خواهيم نمود . آرى ، نتيجهء اعمالي كه بوسيلهء اين اعضا تحقّق يافته ، حدوث آن حالات است . يا تجسّم عيني اين اعمال ، عروض آن صفات است . [ تفسير آيهء 19 - 20 ] أَوْ كَصَيِّبٍ مِنَ السَّماءِ فِيهِ ظُلُمَاتٌ وَرَعْدٌ وَبَرْقٌ يَجْعَلُونَ أَصَابِعَهُمْ فِي آذَانِهِمْ مِنَ الصَّوَاعِقِ حَذَرَ الْمَوْتِ وَاللّهُ مُحِيطٌ بِالْكَافِرِينَ . [ 19 ] « صَيّب » بر وزن « سيّد » ، اصلش « صُيوب » به معناى ابر بارانزا يا باران تند است . و « رعد » صداى ابر ؛ و « برق » آتش جهنده از آن است . و « أصابع » جمع « إصبع » به معناى انگشت ؛ و « صواعق » جمع « صاعقه » : آذرخش ، آتشى است سوزنده وسريع كه از اصطكاك ابرها بيرون مىآيد وبه معناى صيحه ومرگ نيز آمده [ است ] . وأوْ كَصَيِّب تقديرش : أو مَثَلُهم كذَوي صَيّب ؛ وتفسير آية با مثال منافقان ، اين است كه : آنها مانند گروهى هستند كه در صحرايى گرفتار ابرى بارانزا يا بارانى شديد از سوى آسمان شدهاند ، كه در آن ، تاريكىها باران وابر متراكم وشب ورعد وبرق است ، به گونهاى كه پيوسته انگشتان خود را از ترس صاعقههاى آن وهراس از مرگ ، در گوشهاى خود ، فرو مىكنند . وخداوند ، به همهء كافران ، احاطهء وجودي وتوانى وعلمي دارد . وجه تشبيه ، آن كه : منافقان در ميان مؤمنان ، زير باران وحى ورحمت حق بودند ، همراه با تاريكىها براي آنها ، نظير مجهولات وخلاف معتقداتشان از وحى ووساوس شيطانى ؛ ورعد وبرق صداى پيروزىهاى مسلمين وشكستهاى كفّار ووعيدهاى قرآني وانذارهاى پيامبر ؛ وادلّه وبراهين ومعجزات پيامبر گرامى ؛ وجَعل أصابع تحفّظ آنها از رسوايى بواسطهء غيبت از مجالس وجهاد ؛ وتمارض وروابط با كفّار وخلوت با آنها از ترس وعيدها وانذارها ، كه مبادا نفاقشان ظهور يابد ومنجر به قتل يا فرارشان گردد . يَكَادُ الْبَرْقُ يَخْطَفُ أَبْصَارَهُمْ كُلَّمَا أَضَاءَ لَهُمْ مَشَوْا فِيهِ وَإِذَا أَظْلَمَ عَلَيْهِمْ قَامُوا وَلَوْ شَاءَ اللّهُ لَذَهَبَ بِسَمْعِهِمْ وَأَبْصَارِهِمْ إِنَّ اللّهَ عَلَى كُلِّ